فرهنگ آریان‌پور

معوق کردن

#۱۸۸٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

retard

تاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کار