فرهنگ آریانپور
معوق کردن
#۱۸۸٬۵۴۵
defer
عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن
suspend
آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن
#۱۸۸٬۵۴۵
عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن
آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن