فرهنگ آریان‌پور

معوج شده

#۱۸۸٬۵۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wry

کج، معوج شده، کنایه آمیز، چرخیدن، پیچ خوردن، خم کردن، دهن کجى کردن، به اطراف چرخاندن، اریب شدن