فرهنگ آریان‌پور

معنی دادن به طور ضمنی

#۱۸۸٬۵۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

imply

دلالت کردن، ایجاب کردن، مطلبى را رساندن، ضمنا فهماندن، دلالت ضمنى کردن بر، اشاره داشتن بر، اشاره کردن، رساندن