فرهنگ آریانپور
معنی اصلی
#۱۸۸٬۴۹۴
spirit
روح، جان، روان، رمق، روحیه، جرات، روح دادن، به سر خلق آوردن
thrust
(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار
content
محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن