فرهنگ آریان‌پور

معنی

#۱۸۸٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

innuendo

معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه

۲

semantics

معنى، معنى شناسى، علم معانى، علم لغات و معانى

۳

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۴

sense

حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن

۵

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۶

moral

اخلاقى، معنوى، وابسته به علم اخلاق، روحیه، اخلاق، پند، معنى، مفهوم، سیرت

۷

effect

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول

۸

intent

نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم

۹

meaning

آرش، معنى، مفاد، مفهوم، فحوا، مقصود، منظور

۱۰

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى

۱۱

purporst

مفهوم، مضمون، معنى، مفاد، ادعا، قصد، عذر، بهانه، مفهوم شدن، فهماندن

۱۲

definition

تعریف، معنى

۱۳

implication

دلالت، معنى، مستلزم بودن، مفهوم، ایجاب

۱۴

connotation

دلالت ضمنى، توارد ذهنى، معنى

۱۵

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۱۶

importance

اهمیت، قدر، اعتبار، نفوذ، شان، تقاضا، ابرام