فرهنگ آریان‌پور

معموله - وضع -

#۱۸۸٬۴۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

applied

عملى، به کار بردنى، (م.ل.) به کار برده (شده)، براى هدف معین به کار رفته، وضع معموله، کابردى، کاربسته