فرهنگ آریان‌پور

معمولاً

#۱۸۸٬۴۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

usually

معمولاً

۲

normally

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى

۳

generally

به طور کلى، عموماً، معمولاً

۴

ordinarily

معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده