فرهنگ آریانپور
معمولا
#۱۸۸٬۴۴۸
normally
در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى
generally
به طور کلى، عموماً، معمولاً
mostly
بیشترین، زیادترین، بیش از همه most
commonly
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن common
popularly
محبوب، وابسته به توده مردم، خلقى، ملى، توده پسند، عوام popular
typically
به طور نمونه یا رمز
ordinarily
معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده