فرهنگ آریانپور
معمول
#۱۸۸٬۴۴۳
going
رفتن، پیشرفت، وضع زمین، مسیر، جریان، وضع جاده، زمین جاده، (معمارى) پهناى پله، گام، (م.ل.) عزیمت، مشى زندگى، رایج، عازم، جارى، معمول، موجود
usage
استفاده، کاربرد، عادت، رسم، معمول، عرف، استعمال
usual
همیشگى، معمول، عادى، مرسوم، متداول
normal
در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally
par
برابرى، تساوى، تعادل، ب هاى رسمى سهم، برابر کردن
proper
درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب
orthodox
فریور، درست، داراى عقیده درست، مطابق عقاید کلیساى مسیح، مطابق مرسوم، پیرو کلیساى ارتدکس
standard
متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم
customary
عادى، مرسوم
conventional
مرسوم، مطابق آئین و قاعده، پیرو سنت و رسوم، عرفى، قراردادى