فرهنگ آریان‌پور

معمور کردن

#۱۸۸٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن