فرهنگ آریانپور
معلول
#۱۸۸٬۳۷۲
effect
اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول
dysgenic
مضر براى صفات و خصوصیات ارثى، معلول
emergent
بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول
imperfective
ناقص، ناتمام، معیوب، معلول
event
واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت
amputee
آدمى که دست یا پا و یا عضو دیگرش قطع شده باشد
cripple
لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن