فرهنگ آریانپور
معلق شدن
#۱۸۸٬۳۴۴
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى