فرهنگ آریان‌پور

معکوس کننده

#۱۸۸٬۳۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inverter

معکوس کننده، بر گرداننده، وارونگر

۲

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن