واژههای فارسی←معکوس کردنیفرهنگ آریانپورمعکوس کردنی#۱۸۸٬۳۲۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱reversibleبرگرداندنى، لغو کردنى، قابل نقض، پشت و رو کردنى، (در مورد لباس) دو رو، برگشت پذیر، دو روواژههای نزدیک در الفبامعکوس - عمل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعکوس شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعکوس عمل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعکوس کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعکوس کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعکوس کردن - ترقی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر