فرهنگ آریانپور
معکوس
#۱۸۸٬۳۱۹
reciprocal
معکوس، دوجانبه، متقابل، عمل متقابل، دو طرفه
backset
بازداشت، عقب زنى، معکوس، وارونه
counter
پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه
inverse
وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون
obverse
روى سکه، روى اسکناس، روى هر چیزى، طرف مقابل، (منطق) قضیه تالى، معکوس
reverse
وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن
contrary
مخالف، معکوس، مقابل، خلاف
converse
صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن معکوس، واژگون، وارونه، عکس، مخالف، گفتگو، آمیزش، صحبت
upside down
وارونه، معکوس، واژگون
un
پیشوندى است به معنى " لا " و " نه " و غیر و " عدم " و " نا "