فرهنگ آریان‌پور

معقول

#۱۸۸٬۳۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

reasonable

معقول، مستدل

۲

conscionable

معقول، درست، وجدانى، با وجدان

۳

sane

داراى عقل سلیم، عاقل، سالم، معقول، معتدل

۴

rational

گویا، عقلى، عقلایى، مستدل، مدلل، معقول، عقلانى، منطقى

۵

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور

۶

subjective

ذهنى، درونى، معقول، وابسته به طرز تفکر شخص، فاعلى، خصوصى، فردى

۷

inexpensive

ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده

۸

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۹

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۱۰

modest

باحیا، افتاده، فروتن، معتدل، نسبتا کم

۱۱

plausible

باور کردنى، پذیرفتنى، قابل استماع، محتمل rightminded wellbalanced

۱۲

legitimate

حلال زاده، درست، بر حق، قانونى، مشروع

۱۳

levelheaded

داراى قضاوت صحیح

۱۴

intellectual

عقلانى، ذهنى، فکرى، خردمند، روشنفکر