فرهنگ آریان‌پور

معطر

#۱۸۸٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

odorant

معطر، چیز خوشبو

۲

redolent

معطر، بودار، حاکى

۳

nutty

پر گردو، پرفندق، معطر، دیوانه

۴

spicy

ادویه دار، ادویه زده، تند، معطر، جالب

۵

scented

عطر زده، معطر، خوشبو

۶

aromatic

خوشبو، معطر، بودار، گیاه خوشبو

۷

fragrant

خوشبو، معطر