فرهنگ آریان‌پور

معرفی کردن

#۱۸۸٬۲۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

introduce

معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن

۲

bring forward

معرفى کردن، تولید کردن، نظر کردن به، ارائه دادن

۳

inset

(past: inset ; past participle: inset) ـ معین کردن، معرفى کردن، افزودن، اضافه کردن گذاشتن ریزش، جریان، دهانه، وصله، الحاق

۴

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۵

nominate

کاندید کردن، نامیدن، معرفى کردن، نامزد کردن

۶

recommend

سفارش کردن توصیه کردن، توصیه شدن، معرفى کردن