فرهنگ آریانپور
معرفی کردن
#۱۸۸٬۲۲۲
introduce
معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن
bring forward
معرفى کردن، تولید کردن، نظر کردن به، ارائه دادن
inset
(past: inset ; past participle: inset) ـ معین کردن، معرفى کردن، افزودن، اضافه کردن گذاشتن ریزش، جریان، دهانه، وصله، الحاق
present
پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن
nominate
کاندید کردن، نامیدن، معرفى کردن، نامزد کردن
recommend
سفارش کردن توصیه کردن، توصیه شدن، معرفى کردن