معرفت
#۱۸۸٬۱۹۹
cognizance
معرفت، ادراک، شناسایى، آگاهى، تصدیق ضمنى
lore
آموزش، معرفت، دانش، مجموعه معارف و فرهنگ یک قوم و نژاد، فرهنگ نژادى، افسانه ها و روایات قومى، فاصله بین چشم و منقار (یا دماغ) حیوانات
letter
حرف، نویسه، حرف الفبا، حرف چاپى، نامه، مراسله، کاغذ، ادبیات، آثار ادبى، معرفت، دانش، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن، اجازه دهنده
sageness
(wisdom =) ـ عقل، معرفت، دانایى
sapience
(wisdom =) ـ عقل، معرفت، دانایى
cognition
شناخت، ادراک، معرفت
knowledge
بصیرت، اطلاع، دانش، معرفت، وقوف، دانایى، علم، آگاهى
finish
به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار nicety
learning
(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن
civility
نزاکت، نجابت و رفتار خوب، تربیت
decencies
انطباق بامورد، شایستگى، محجوبیت، نجابت
education
آموزش و پرورش