فرهنگ آریان‌پور

معدود

#۱۸۸٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

few

معدود، اندک، کم، اندکى از

۲

poor

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون

۳

scant

اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى

۴

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۵

paucity

عدد کم، معدود، اندک، قلت، کمى، کمیابى، ندرت

۶

numerable

قابل شمارش، معدود

۷

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۸

slim

نازک، لاغر، باریک اندام، لاغر شدن و کردن

۹

narrow

تنگ، کم پهنا، باریک، دراز و باریک، محدود، باریک کردن، محدود کردن، کوته فکر