فرهنگ آریان‌پور

معتنابه

#۱۸۸٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۲

goodly

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله good

۳

untold

ناگفته، ناشمرده، بى حساب، آشکار نشده