فرهنگ آریان‌پور

معبر

#۱۸۷٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۲

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۳

vas

(کالبد شکافى، زیست شناسى) رگ، لوله، معبر، مجرا، وعاء

۴

road

بجاده، راه، معبر، طریق، خیابان، راه آهن

۵

ferry

گذرگاه، معبر، جسر، گذر دادن، از یک طرف رودخانه به طرف دیگر عبور دادن

۶

meatus

(کالبد شکافى) مجرا، راه، روزنه، معبر

۷

conduit

مجراى آب، آبگذر، معبر، کانال، مجرا، لوله، مجراى سیم

۸

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى

۹

traverse

خاکریز یا جان پناه، خط متقاطع، اشکال، مانع حایل، درب تاشو، حجاب حاجز، عبور جاده، مسیر، معبر، پیمودن، طى کردن، گذشتن از، عبور کردن، قطع کردن، عرضى، متقاطع

۱۰

crossover

چلیپایى، متقاطع، دو رگه، معبر

۱۱

debouchure

مخرج، معبر، مفر

۱۲

alley

کوچه، خیابان کوچک alley duct gangway passage passageway