فرهنگ آریان‌پور

معاینه‌ کردن

#۱۸۷٬۹۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

examine

امتحان کردن، بازرسى کردن، معاینه کردن، بازجویى کردن، آزمودن، آزمون کردن

۲

inspect

سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن