فرهنگ آریان‌پور

معاوضه‌ کردن

#۱۸۷٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

swap

معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن، اخراج کردن بانکداری‌

۲

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۳

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن

۴

convert

برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن، به کیش دیگرى آوردن، تازه کیش، تبدیل کردن