فرهنگ آریان‌پور

معاهده

#۱۸۷٬۸۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۲

pact

عهد، میثاق، پیمان، معاهده، پیمان بستن

۳

treaty

پیمان، معاهده، قرار داد، پیمان نامه، عهد نامه

۴

compact

جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن

۵

confederation

اتفاق، اتحاد، هم پیمانى، هم عهدى، معاهده

۶

concordat

پیمان دولت با جماعت مذهبى، پیمان رسمى میان دو فرقه مذهبى، موافقت نامه