فرهنگ آریانپور
معاهده
#۱۸۷٬۸۷۲
bond
قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه
pact
عهد، میثاق، پیمان، معاهده، پیمان بستن
treaty
پیمان، معاهده، قرار داد، پیمان نامه، عهد نامه
compact
جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن
confederation
اتفاق، اتحاد، هم پیمانى، هم عهدى، معاهده
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبى، پیمان رسمى میان دو فرقه مذهبى، موافقت نامه