فرهنگ آریانپور
معامله
#۱۸۷٬۸۲۱
truck
معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى
bargain
خرید ارزان، سودا، معامله، داد و ستد، چانه زدن، قرارداد معامله، قرارداد معامله بستن
truckage
مبادله جنسى، مبادله، معامله، بار کشى با کامیون
treatment
رفتار، تلقى، طرز عمل، معامله، معالجه، درمان
intercourse
مقاربت، آمیزش، مراوده، معامله، داد و ستد
transaction
ترکنش، معامله، سودا، انجام
buy
(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با
shebang
امر مورد علاقه، کار، ابتکار، تعبیه