فرهنگ آریانپور
معاف کردن
#۱۸۷٬۷۷۶
frank
رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن
remit
بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه
excuse
بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن
exempt
معاف، آزاد، مستثنى، معاف کردن
dismiss
روانه کردن، مرخص کردن، معاف کردن
dispense
توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن
enfranchise
آزاد کردن، از بندگى رهاندن، معاف کردن، حقوق مدنى اعطا کردن به