فرهنگ آریانپور
معاف کردن
#۱۸۷٬۷۷۵
remit
بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه
exempt
معاف، آزاد، مستثنى، معاف کردن
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
acquit
(حقوق) تبرئه کردن، روسفید کردن، برطرف کردن، ادا کردن، از عهده برآمدن، انجام وظیفه کردن، پرداختن و تصفیه کردن (وام و ادعا)، (حقوق) اداى (دین) نمودن، برائت (ذمه) کردن