فرهنگ آریان‌پور

معاشرت کردن

#۱۸۷٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن

۲

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن

۳

fellowship

رفاقت، دوستى، هم صحبتى، معاشرت کردن، کمک هزینه تحصیلى، عضویت، پژوهانه

۴

intercommunicate

مرتبط بودن با، مراوده داخلى داشتن، مبادله کردن، آمیزش کردن، معاشرت کردن، داراى مراوده