فرهنگ آریان‌پور

معاشرت‌ کردن

#۱۸۷٬۷۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hobnob

نوش، به سلامتى، دوستانه، خودمانى، به سلامتى کسى نوشیدن، صحبت دوستانه کردن

۲

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۳

commingle

به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن

۴

socialize

اجتماعى کردن، به کارهاى اجتماعى تخصیص دادن، به صورت سوسیالیستى درآوردن