فرهنگ آریانپور
معاشرت کردن
#۱۸۷٬۷۴۵
hobnob
نوش، به سلامتى، دوستانه، خودمانى، به سلامتى کسى نوشیدن، صحبت دوستانه کردن
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
commingle
به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن
socialize
اجتماعى کردن، به کارهاى اجتماعى تخصیص دادن، به صورت سوسیالیستى درآوردن