فرهنگ آریانپور
مظهر
#۱۸۷٬۶۸۶
symbol
نشان، علامت، نماد، رمز، اشاره، رقم، به صورت سمبل درآوردن، مظهر
totem
توتم، روح محافظ شخص، درخت یا جانورى که سرخ پوستان حفظ و حامى روحانى خود دانسته و از تجاوز به آن یا خوردن گوشت آن خوددارى مى کردند، روح یا جانور حامى شخص
emblem
نشان، نشانه، علامت، شعار، (ک.) تمثیل، با علایم نشان دادن
picture
تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن
showing
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات show
epitome
خلاصه، مختصر، خلاصه رئوس مطالب
embodiment
تجسم، در بردارى، تضمین، درج
wellspring
سر چشمه، منبع
incarnation
تجسم، صورت خارجى
personification
تجسم شخصیت، عین، همانند دیگرى