فرهنگ آریان‌پور

مطیع

#۱۸۷٬۶۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

submiss

مطیع، پست، پایین

۲

submissive

مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر

۳

able

توانا بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، مناسب بودن، آماده بودن، آرایش دادن، لباس پوشاندن، قوى کردن توانا، لایق، آماده، با استعداد، صلاحیت دار، قابل، مطیع، مناسب، (حقوق) داراى صلاحیت قانونى، پسوندى براى ساختن صفت است به معنى " داراى قدرت "، شایسته

۴

docile

رام، سر به راه، تعلیم بردار، مطیع

۵

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۶

duteous

گماشت شناس، وظیفه شناس، مطیع، فروتن، حلیم

۷

biddable

فرمانبردار، مطیع، (در بازى ورق) داراى دست قوى که قابل توپ زدن باشد، پیشنهاد شدنى

۸

obedient

فرمانبردار، مطیع، حرف شنو، رام

۹

conformable

قابل توافق، منطبق شدنى، مطیع

۱۰

ductile

هادى، مجرایى

۱۱

dutiful

گماشت شناس، وظیفه شناس lamblike meek subject subordinate