فرهنگ آریانپور
مطنطن
#۱۸۷٬۶۵۰
tumid
(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن
bombastic
گزاف، قلنبه، مطنطن
tumescent
(tumid =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن
declamatory
وابسته به دکلمه، مربوط به قرائت مطلبى با صداى بلند و غرا
grandiloquent
قلنبه نویس، گزاف گوى