فرهنگ آریان‌پور

مطمئن

#۱۸۷٬۶۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

confident

مطمئن، دلگرم، بى پروا، رازدار

۲

secure

امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن

۳

assured

مطمئنا

۴

surefire

(زبان عامیانه، آمریکایى) یقین، مطمئن، نتیجه بخش

۵

trustful

موتمن، مطمئن، معتمد، اطمینان، اعتماد

۶

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۷

safe

امن، بى خطر، گاوصندوق، ایمن، سالم، صحیح، اطمینان بخش، صدمه نخورده، محفوظ، گاو صندوق

۸

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۹

tried

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش