فرهنگ آریان‌پور

انواع روش های‌ گره زدن طناب

#۱۸٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bend

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن