فرهنگ آریان‌پور

مطبوع

#۱۸۷٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fun

شوخى، بازى، خوشمزگى، سرگرمى، شوخى آمیز، مفرح، باصفا، مطبوع، شوخى کردن

۲

lief

محبوب، عزیز، گرانبها، مطبوع، دلپذیر، مطلوب، مایل، آماده، از روى میل، محبوبه

۳

douce

آرام، متین، مطبوع

۴

sapid

خوش مزه، بامزه، مطبوع

۵

dainty

هر چیز ظریف و عالى، گوشت یا خوراک لذیذ، مطبوع

۶

handsome

دلپذیر، مطبوع، خوش قیافه، زیبا، سخاوتمندانه

۷

placable

دلجویى پذیر، دلپذیر، مطبوع، مهربان، بخشنده، آرام

۸

pleasant

خوش آیند، دلپذیر، خرم، مطبوع، پسندیده، خوش مشرب

۹

agreeable

سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل

۱۰

scrumptious

دلپذیر، زیبا، شیک، مطبوع

۱۱

love some

محبوب، دلپذیر، عاشق، مطبوع

۱۲

jolly

سر کیف، خوشحال، بذله گو، خیلى

۱۳

yummy

جالب، زیبا، جالب توجه، لذیذ، خوشمزه خبر

۱۴

tidbit

(titbit =) ـ لقمه چرب و نرم، چیز عالى، خرده ریز

۱۵

proper

درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب