فرهنگ آریان‌پور

مطالبه کردنی

#۱۸۷٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

exigible

(حقوق) مقتضى، قابل مطالبه، قابل پرداخت، قابل تقاضا، قابل ادعا، خواستنى، مطالبه کردنى