فرهنگ آریان‌پور

انهدام

#۱۸٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

stramash

انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سر و صدا

۲

demolition

ویرانى، خرابى، ویران سازى، انهدام، تخریب

۳

extinction

اطفاء، خاموش سازى، اعدام، انهدام، انقراض

۴

subversion

درون واژگونى، انهدام، تخریب، خرابکارى، وابسته به خرابکارى

۵

destruction

خرابى، ویرانى، تخریب، اتلاف، انهدام، تباهى

۶

devastation

خرابى، انهدام

۷

rout

با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن

۸

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۹

ravage

غارت، یغما، تاخت و تاز، ویرانى، ستمگرى، ویران کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، بلا زده کردن

۱۰

smashup

کاملاً خرد شده، نابودى، تصادم

۱۱

annihilation

نابودى