فرهنگ آریان‌پور

مطابق

#۱۸۷٬۳۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

respondent

مطابق، موافق، جوابگو، واکنش دار

۲

to

به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است to ـ (46) unto within agreeable

۳

frae

(from =) ـ از، بواسطه، مطابق

۴

from

از، بواسطه، درنتیجه، از روى، مطابق، از پیش

۵

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۶

similar

همسان، همانند، مانند، شبیه، مطابق، مشابه، یکسان

۷

pursuant

متعاقب، مطابق، پیرو، دنبال کننده

۸

accordant

جور، مطابق، موافق

۹

according

موافق، مطابق، بر وفق

۱۰

congurous

درخور، مناسب، مطابق، جور، منطبق

۱۱

correspondent

خبرنگار، مخبر، مکاتبه کننده، طرف معامله، مطابق

۱۲

according to

بر طبق، مطابق، به قول، به عقیده ى