فرهنگ آریانپور
مضرس
#۱۸۷٬۳۲۴
ridgy
مضرس، لبه دار، بر آمده
seried
تنگ هم، به هم چسبیده، به هم فشرده، مضرس
cirhose
(cirrate =) ـ مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار
cirrate
(جانور شناسى) مضرس، داراى زائده و ضمیمه، دندانه دار
cirrose
(cirrate =) ـ مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار
crinkle
پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه
dentate
(جانور شناسى، گیاه شناسى) دندانه دندانه، مضرس (مثل برگ)، دندانه دار
serrate
دندانه دندانه، اره اى، مضرس، مضرس کردن
crenulate
(crenulated =) ـ دندان موشى، داراى کنگره هاى ریز، مضرس
serrulate
(serrulated =) ـ داراى دندانه هاى ظریف، مضرس serrulated jagged jaggy toothed
crenulated
(crenulate =) ـ دندان موشى، داراى کنگره هاى ریز، مضرس
denticulate
دندانه دار، مضرس، گنکره دار