فرهنگ آریان‌پور

مضایقه کردن

#۱۸۷٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۲

stint

محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن

۳

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک

۴

begrudge

غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن