فرهنگ آریانپور
مضایقه کردن
#۱۸۷٬۲۹۰
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
stint
محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن
flinch
شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک
begrudge
غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن