فرهنگ آریانپور
مضایقه کردن
#۱۸۷٬۲۸۸
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
stint
محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن
begrudge
غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن
scrimp
قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن