فرهنگ آریان‌پور

مضایقه‌ کردن

#۱۸۷٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۲

stint

محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن

۳

begrudge

غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن

۴

scrimp

قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن