فرهنگ آریان‌پور

مصیبت

#۱۸۷٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tragedy

مصیبت، فاجعه، نمایش حزن انگیز، سوگ نمایش

۲

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۳

curse

نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن

۴

calamity

بلا، بیچارگى، بدبختى، مصیبت، فاجعه

۵

disaster

بدبختى، حادثه بد، مصیبت، بلا، ستاره ى بدبختى

۶

affliction

رنج، رنجورى، پریشانى، غمزدگى، مصیبت، شکنجه، درد

۷

catastrophe

عاقبت داستان، مصیبت، بلاى ناگهانى، فاجعه

۸

depravation

تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى

۹

depravement

تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى

۱۰

evil

بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان evil suffering trial

۱۱

Cancer

(پزشکى) سرطان، (نجوم) برج سرطان، خرچنگ

۱۲

cataclysm

سیل بزرگ، طوفان، تحولات ناگهانى و عمده