فرهنگ آریانپور
مصداق
#۱۸۷٬۰۷۹
proof
دلیل، گواه، نشانه، مدرک، اثبات، مقیاس خلوص الکل، محک، چرکنویس، برهان
referent
(referential =) ـ مورد مراجعه، ارجاعى
instance
بعنوان مثال ذکر کردن، لحظه، مورد، نمونه، مثل، مثال، شاهد، وهله
confirmation
تایید، تصدیق، تائید، ابرام، تثبیت، استقرار