فرهنگ آریان‌پور

انگیزش

#۱۸٬۷۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

incitation

انگیزش، تحریک، وادار سازى، اغوا، انگیزه، تهییج، محرک

۲

urge

اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش arousal

۳

fillip

تلنگر، (مجازى) انگیزش، وسیله تحریک، چیز بیهوده، تلنگر زدن، (مجازى) تحریک کردن

۴

animation

جان بخشى، انگیزش، تحریک، سرزندگى

۵

inanition

بى جانى، بى روحى، جمود، مردگى، انگیزش، تحریک، سر زندگى، جنبش، الهام

۶

incitement

تحریک، تهییج، انگیزش

۷

motivation

انگیزه، انگیختگى، انگیزش، محرک

۸

provacation

انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک

۹

provocation

انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک، اغضاب، علت انگیختگى

۱۰

stimulation

تحریک، برانگیختن، انگیزش

۱۱

prod

سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب

۱۲

evocation

(حقوق) احاله به دادگاه بالاتر، احضار، احاله ى پرونده، یادگار

۱۳

excitation

القاء، هیجان، تحریک، برانگیختن، برآشفتگى innervation

۱۴

elicitation

استحراج، استنباط

۱۵

instigation

تحریک، اغوا