فرهنگ آریانپور
مصاحب
#۱۸۷٬۰۲۰
fere
رفیق، مصاحب، همسر
consort
همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن
companionate
به هم پیوسته در اثر اتحاد و اشتراک، مصاحب
mate
لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن
friend
دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن
compeer
هم پایه، هم دوش، قرین، همراه، هم رتبه بودن با
companion
همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن
accompaniment
همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده