فرهنگ آریان‌پور

مصاحب

#۱۸۷٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fere

رفیق، مصاحب، همسر

۲

consort

همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن

۳

companionate

به هم پیوسته در اثر اتحاد و اشتراک، مصاحب

۴

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۵

friend

دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن

۶

compeer

هم پایه، هم دوش، قرین، همراه، هم رتبه بودن با

۷

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن

۸

accompaniment

همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده