فرهنگ آریان‌پور

اتفاق

#۱٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hap

اتفاق، قضا، روى دادن، اتفاق افتادن

۲

fortuity

اتفاق، تصادف، قضا و قدر، شانس، اقبال، حادثه

۳

togtherness

اتفاق، باهمى

۴

confederation

اتفاق، اتحاد، هم پیمانى، هم عهدى، معاهده

۵

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۶

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۷

fluke

قلاب لنگر، زمین گیر، انت هاى دم نهنگ، یک نوع ماهى پهن، داراى دو انت هاى نوک تیز، اصابت اتفاق، اتفاق، طالع

۸

hazard

قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن

۹

federal

فدرال، ائتلافى، اتحادى، اتفاق

۱۰

joinder

پیوستگى، الحاق، اتفاق

۱۱

accidence

(accident =) ـ پیش آمد، تصادف، اتفاق، حادثه، (دستور زبان) اصول صرف و نحو

۱۲

happening

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۱۳

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور

۱۴

confederacy

هم پیمانى، اتفاق، اتحاد، پیوند، اتحادیه

۱۵

happenstance

وقایع اتفاقى، روى داد شانسى

۱۶

accidentalism

پیش آمد گرایى، اتفاقى (بودن)، تصادف، اتفاق، (پزشکى) تشخیص علائم گمراه کننده مرض، اثرات تابش نور مصنوعى بر اشیاء، (منطق) تصادف گرایى، فلسفه عرضى (arazy)، فلسفه صدفى (sodfy)، فرضیه (امر بدون علت) و (خود به خود به وجود آمدن عالم) فلسفه ى عرضى