فرهنگ آریان‌پور

مشوب کردن

#۱۸۶٬۹۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

disturb

مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن