فرهنگ آریانپور
مشهود
#۱۸۶٬۹۷۷
evident
بدیهى، آشکار، مشهود
obvious
آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود
sensible
معقول، محسوس، مشهود، بارز
prima facie
در نظر اول، با یک نظر، بدیهى، مشهود
visible
پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى
external
خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى
palpable
پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح
observable
قابل مراعات، قابل مشاهده، قابل گفتن
conspicuous
انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور