فرهنگ آریان‌پور

مشهود

#۱۸۶٬۹۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

evident

بدیهى، آشکار، مشهود

۲

obvious

آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود

۳

sensible

معقول، محسوس، مشهود، بارز

۴

prima facie

در نظر اول، با یک نظر، بدیهى، مشهود

۵

visible

پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى

۶

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۷

palpable

پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح

۸

observable

قابل مراعات، قابل مشاهده، قابل گفتن

۹

conspicuous

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور